♥ محجبه ها فرشته اند♥

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....
من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم تا از نفس های آلوده دور بمانم...
آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...
آنان چفیه را سجاده می کردند و به خدا می رسیدند ...من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...
آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...
آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم و اشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...
آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...
آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادرسیاهم را محکم می پوشم
تا امانتدار خوبی برای آنان باشم..
مــرا ✿دخـتر خانـــوم✿ مے نـامــند
غرورے دارم
كـه براے تنها نبودن ، لـه نمـﮯ شود(1)
احساسـﮯ دارم
كـه با منطق ِگدايان نمـﮯ سازد
قلبــﮯ دارم
كـه هنوز تیزے خنجر نامردے را نخوردهـ استـــ
و زيـبايــﮯ هايـﮯ دارم
كـه حراج چشم هاے بيگانـه نخواهد شد!
اينگونه است مشق شب هاي دخترانه من...

هوا گـَـرم بود
نسيمـے مُلايــم مے وزيـد
چه هنــرے بود رقص ِ بلونــدے هايت در هوا
چه خنـَـك مي شدے با آن آستيــن كوتاه
چه جذاب بـودے با آن عشـوه و خنده هـا
كنـــآرم نشستـه بودے
و حس نكــردے
لــــذت مرا
وقتے راننــده
مــرا "خانـوم" خطــاب كرد
و تــو را "خانــومي"
...
و مـלּ همچناלּ به خانم بودלּ خود مے بالم...

می گویند برای شناخت دختر، مادرش را باید دید. من دختر فاطمه (س) ام از مادرم آموخته ام نامحرم بودن، به چشم بینا نیست! مادرم را اگر شناختی تمام دختران پاک سرزمینم را خواهی شناخت.
+نویسنده:پری ناز

![]()
من نه عآشقم و نه به دنبآل نیمه گُمشده اَم

مَن هَمینَم
+ نویسنده:زهرا

روان شناسان امروز می گویند:«سیاه به معنی "نه"بوده و نقطه ی مقابل "بله"یعنی سفید است» با این نگاه باید گفت : آن کس که در مقابل نامحرم ، سیاه می پوشد ، درواقع میخواهد به او "نه" بگوید و آن کسی که رنگ جذاب می پوشد ، درواقع خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه های هرزه و آلوده قرار می دهد و وسیله ی آلودگی و انحراف خود و جامعه را فراهم می کند.
+نویسنده:پری ناز
دختر که باشی ، کسی صدا بر روی پــدرت بلند کند قلبــــت تیر میکشد چه رسد به ...
دختر که باشی ، پــدر در خانه را که باز کند قند توی دلت آب میشود که بالاخره آمد...
دختر که باشی ، پــدر آه کشد دلت دنبال هزار دلیل میگردد،ذره ذره آب میشوی...
دختر که باشی ، رنگ و روی پــدر پریده باشد رنگ و رویت میپرد ...
دختر که باشی ، پــدر سردرد بگیرد سرت درد میگیرد ...
.
.
.
دختر باید باشی که حال این شب و روز های زینب را بفهمی ...
امــــانــــــ از دلــــه زیــــنــــبــــــ

+نویسنده:پری ناز
| Design By : Islamic-GHaleb |

